آريان بي همتا
این یه روزه زمونه ، دنيا دو روز مي مونه ، عاشقي نغمه هاشو داره هر روز مي خونه
گله : گناهم عاشق شدن بود ، به پای دلدار حبس تو زندون دل ، سکوت عکسش رو دیوار نمی دونم چی شد این عشق شروع شد ! تموم وابستگیا ، دلتنگیا ، تبدیل به دروغ شد بهار دیگه نمی خونه واسم ، آواز عاشقی انگار سرنوشت زده بود ، شکستن دل به سادگی دیگه زمستونم به رنگ تابستون نمیشه خاطره اش می مونه تو دلم ، به یادگار تا همیشه گله ندارم از زندگی ، گله دارم از خودم که چرا عاشق شدنو بلد نبودم گله ندارم از زندگی ، گله دارم از خودم که چرا عاشق شدنو بلد نبودم نگاهم رو به آسمون واسه دیدنه رنگین کمون چشمام همش می خونه از گریه و اشک و بارون عشقش یه بهونه بود ، شکستن دل عاشقونه بود از لحظه گذشتن به رسم این زمونه بود اما حالا واسه خوشبختیش دعا می کنم واسه همراز بودنه این عشق ، فرشته رو صدا می کنم گله ندارم از زندگی گله دارم از خودم که چرا عاشق شدنو بلد نبودم گله ندارم از زندگی ، گله دارم از خودم که چرا عاشق شدنو بلد نبودم
| Design By : Night Skin |

